آمار سایت
Who is online?
In total there are 3 users online :: 0 Registered, 0 Hidden and 3 Guests

None

[ View the whole list ]


Most users ever online was 42 on Mon Jul 16, 2012 2:08 pm
Online Support





تکيه بر جاي خدا

View previous topic View next topic Go down

تکيه بر جاي خدا

Post  Türk oĝlan on Mon Nov 30, 2009 5:31 am

شبي در حال مستي تکيه بر جاي خدا کردم



در آن يک شب خدايا من عجايب کارها کردم



جهان را روي هم کوبيدم از نو ساختم گيتي



ز خاک عالم کهنه جهاني نو بنا کردم



کشيدم بر زمين از عرش، دنيادار سابق را



سخن واضح تر و بهتر بگويم کودتا کردم



خدا را بنده ي خود کرده خود گشتم خداي او



خدايي با تسلط هم به ارض و هم سما کردم



ميان آب شستم سهر به سهر برنامه پيشين



هر آن چيزي که از اول بود نابود و فنا کردم



نمودم هم بهشت و هم جهنم هردو را معدوم



کشيدم پيش نقد و نسيه، بازي را رها کردم



نمازو روزه را تعطيل کردم، کعبه را بستم



وثاق بندگي را از رياکاري جدا کردم



امام و قطب و پيغمبر نکردم در جهان منصوب



خدايي بر زمين و بر زمان بي کدخدا کردم



نکردم خلق ، ملا و فقيد و زاهد و صوفي



نه تعيين بهر مردم مقتدا و پيشوا کردم



شدم خود عهده دار پيشوايي در همه عالم



به تيپا پيشوايان را به دور از پيش پا کردم



بدون اسقف و پاپ و کشيش و مفتي اعظم



خلايق را به امر حق شناسي آشنا کردم



نه آوردم به دنيا روضه خوان و مرشد و رمال



نه کس را مفتخور و هرزه و لات و گدا کردم



نمودم خلق را آسوده از شر رياکاران



به قدرت در جهان خلع يد از اهل ريا کردم



ندادم فرصت مردم فريبي بر عباپوشان



نخواهم گفت آن کاري که با اهل ريا کردم



به جاي مردم نادان نمودم خلق گاو و خر



ميان خلق آنان را پي خدمت رها کردم



مقدر داشتم خالي ز منت، رزق مردم را



نه شرطي در نماز و روزه و ذکر و دعا کردم



نکردم پشت سر هم بندگان لخت و عور ايجاد



به مشتي بندگان آْبرومند اکتفا کردم



هر آنکس را که ميدانستم از اول بود فاسد



نکردم خلق و عالم را بري از هر جفا کردم



به جاي جنس تازي آفريدم مردم دل پاک



قلوب مردمان را مرکز مهر و وفا کردم



سري داشت کو بر سر فکر استثمار کوبيدم



دگر قانون استثمار را زير پا کردم



رجال خائن و مزدور را در آتش افکندم



سپس خاکستر اجسادشان را بر هوا کردم



نه جمعي را برون از حد بدادم ثروت و مکنت



نه جمعي را به درد بي نوايي مبتلا کردم



نه يک بي آبرويي را هزار گنج بخشيدم



نه بر يک آبرومندي دوصد ظلم و جفا کردم



نکردم هيچ فردي را قرين محنت و خواري



گرفتاران محنت را رها از تنگنا کردم



به جاي آنکه مردم گذارم در غم و ذلت



گره از کارهاي مردم غم ديده وا کردم



به جاي آنکه بخشم خلق را امراض گوناگون



به الطاف خدايي درد مردم را دوا کردم



جهاني ساختم پر عدل و داد و خالي از تبعيض



تمام بندگان خويش را از خود رضا کردم



نگويندم که تاريکي به کفشت هست از اول



نکردم خلق شيطان را عجب کاري به جا کردم



چو ميدانستم از اول که در آخر چه خواهد شد



نشستم فکر کار انتها را ابتدا کردم



نکردم اشتباهي چون خداي فعلي عالم



خلاصه هرچه کردم خدمت و مهر و صفا کردم



زمن سر زد هزاران کار ديگر تا سحر ليکن



چو از خود بي خود بودم ندانسته چه ها کردم



سحر چون گشت از مستي شدم هوشيار



خدايا در پناه مي جسارت بر خدا کردم



شدم بار دگر يک بنده درگاه او گفتم



خداوندا نفهميدم خطا کردم ....

Türk oĝlan

تعداد پستها : 97
Join date : 2009-11-19
Age : 25
آدرس پستي : ehsan1990k@yahoo.com

View user profile

Back to top Go down

View previous topic View next topic Back to top


 
Permissions in this forum:
You cannot reply to topics in this forum