آمار سایت
Who is online?
In total there is 1 user online :: 0 Registered, 0 Hidden and 1 Guest

None

[ View the whole list ]


Most users ever online was 42 on Mon Jul 16, 2012 2:08 pm
Online Support





مادرم حامله است

View previous topic View next topic Go down

مادرم حامله است

Post  ulduz21 on Thu Mar 10, 2011 3:39 am

آن روز از مادر بزرگم شنيدم كه به مادرم مي گفت:زايمان هميشه همراه خون،درد و فرياد است حرف از حاملگي ميزد انگار خبري بود.پدرم آدم خم به ابرويي است كه مدام براي مادرم خط و نشان مي كشد.فرياد هاي {{من باز يه بچه نمي خوام}} هاي او به عرش اعلي رسيده.زنان همسايه زياد نيني به لالاي مادرم مي گزارند هر چه ريش سفيد وآشنا در ده هست پدرم را نصيحت مي كنند از پنبه به گوشي پدرم آنها تصميم به قطع رابطه با ما گرفته اند.
پزشكان صداي تپش قلب جنين را شنيده اند دير يا زود او به دنيا خواهد آمدمادر بزرگم درحالي كه با دستان گرمش مرا نوازش مي كرد به من گفت:نوزاد زندگي شما را عوض خواهد كرد.نوزاد با آمدنش سبد سبد شادي مي آورد نوزاد مثل ماه شب چهارده زيباست.
اين روزها درجاي جاي ده خبر فارغ شدن زني را مي شنوم اين روزها خون در خون زايمان در زايمان است.همين دو سه روز پيش بود كه باز زني فارغ شد.
پدرم براي نوزاد تازه به دنيا آمده ي آنها خيلي خوشحال كرد و مادرم گفت:مرغه خونه ي همسايه لابد غازه.
امروز حال مادرم وخيم تر شد صداي فرياد هايش از اين كوهها هم گذشت.
چند جوان در مصدق كرمانشاه هم صداي فريادهاي مادرم را شنيده اند.
رخسارش زرد شده التهاب شكمش به اوج رسيده است.نگرانم هم براي خانه ي سست ديوارمان هم براي مادر مهربانم.
پدرم آدم كله خري است وقتي عصبي است دست به هر جنايتي مي زند . ناخن هايم از بس جويدم ديگر تمام شده صد سالي مي شود كه خبر حاملگي مادرم را شنيده ام
خونها ريخته وفرياد ها كشيده خواهد شد تا نوزادي مه سيما به دنيا بيايد.به اميد فرداي سبز اما م اميد نااميد ميفرمايد
اما من از اين رنگها بسيار ديده ام
از آسمان و ابر و آدمها و سگها
مهري نديده ام ،ميوه اي شيرين نچيدم
و ز سرخ و سبز روزگاران
ديگر نظر بستم،گذشتم دل بريدم

ulduz21

تعداد پستها : 38
Join date : 2009-11-18

View user profile

Back to top Go down

View previous topic View next topic Back to top


 
Permissions in this forum:
You cannot reply to topics in this forum