آمار سایت
Who is online?
In total there is 1 user online :: 0 Registered, 0 Hidden and 1 Guest

None

[ View the whole list ]


Most users ever online was 42 on Mon Jul 16, 2012 2:08 pm
Online Support





فلسفه زندگي

View previous topic View next topic Go down

فلسفه زندگي

Post  hasan_kh on Thu Feb 11, 2010 5:26 pm



هر انسانی در زندگی خود فلسفه ای برای ماندن دارد. فلسفه ای که به او شجاعت بودن می بخشد. دلیلی که ورای هر علتی انسان بودن و ماندن شخص را در این دنیا توجیح می نماید. اکنون که متن حاضر را می خوانید بارها جملاتی را شنیده اید که از نوع این عبارتهای توجیح گرند؛ "من می اندیشم پس هستم" ، "من شک می کنم پس هستم" ، "من عصیان می کنم پس هستم" ، "من لذت می برم پس هستم" ، "من عشق می ورزم پس هستم" ، "من پرستش می کنم پس هستم" . . . .

اما فلسفه زندگی من غیر از اینهاست . انسانها گر چه هر یک در درون خویش جهان متفاوتی را تجربه می کنند ، اما یک سری عناصر مشترک انسانی این عوالم متفاوت را به یکدیگر پیوند می دهد. تجربه های نزدیک و حالات مشترک ، نتیجه ء این تقریب عوالم است. با توجه به ابن نزدیکی حال و وضعیت وجودی ، گزارشهای مشابه هم کم نیستند و همینطور فلسفه های یکسان . . .و فلسفه بودن من ترس است . "من می ترسم پس هستم". و جالب اینکه حال من و فلسفه من شریک پیدا کرده ، که نمونه اعلایش شعر مرحوم حسین پناهی است.

"من زندگی را دوست دارم / ولی از زندگی دوباره می ترسم! / دين را دوست دارم / ولی از كشيش ها می ترسم! / قانون را دوست دارم / ولی از پاسبان ها می ترسم! / عشق را دوست دارم / ولی از زن ها می ترسم! / كودكان را دوست دارم / ولی از آينه می ترسم! / سلام را دوست دارم / ولی از زبانم می ترسم! / من می ترسم، پس هستم / اين چنين می گذرد روز و روزگار من / من روز را دوست دارم / ولی از روزگار می ترسم!"


hasan_kh

تعداد پستها : 7
Join date : 2010-02-06
Age : 26

View user profile

Back to top Go down

View previous topic View next topic Back to top


 
Permissions in this forum:
You cannot reply to topics in this forum